سيد محمد باقر برقعى
62
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مريم خداداديان علاوه بر ذوق و قريحهء شاعرى ، در زمينهء داستاننويسى نيز از استعداد كافى برخوردار است و داستانهايش در برخى از مجلّهها به چاپ مىرسد . تقديم به امام زمان ( عج ) دو چشم آبى ما بىتو همرنگِ شبيم و كوچه گرديم * وامانده در آنسوى بىانجام درديم ماييم و پژواكِ نياز و بىنصيبى * گمكرده در اضطرابِ فصل سرديم اى سبزپوشِ . . . ناب خيالم ! * رنگى چكان بر ما كه چون پاييز زرديم اى موج موج معجزه در ساحل درد ! * دل را دو چشم آبى آيينه كرديم در ندبه يا اشكِ كبوترهاى بىتاب * تا ظهر با شوق ظهورت كوچه گرديم هر جمعه صبح اقتدا را مىسُراييم * بازآ كه در عصرِ فُرادا كوه درديم تقديم به حضرت رقيه عليها السّلام قانون تنهايى و در يكلحظه ناچارى دلى در باد گم مىشد * كسى چون پيچكى افتاده از بنياد گم مىشد و او در عمق تنهايى و مرز غربت و اندوه * ميان لحظههاى مبهم فرياد گم مىشد تمام قطرههايى را كه در چشم غريبش بود * ميان حسرت و اين ناكجاآباد گم مىشد دلى پُر از صبورىها اسير لرزههايى شد * و در بغضى كه مىتركاند مىافتاد گم مىشد و اينك مىنوازد اشك با قانون تنهايى * نوايى ، آشنايى را كه در بيداد گم مىشد تقديم به مولا علىّ عليه السّلام كوچهها دل مىنوشت مردى در منتهاى غربت * با زخمهاى كهنه ، شعرى براى غربت در آسمانِ دستش ، زخمى پرنده مىشد * شبها كه ناله مىكرد در كوچههاى غربت